شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دردمندیم و به امید دوا آمده‌ایممستمندیم و طلبکار شفا آمده‌ایم
۲
از در لطف تو نومید نگردیم که مابی‌نوایان به تمنای نوا آمده‌ایم
۳
ما گداییم و تو سلطان جهان کرمینظری کن که به امید شما آمده‌ایم
۴
دل فدا کرده و جان داده و سر بر کف دستتا نگویی که به تزویر و ریا آمده‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth