خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما علم عشق بر ورق جان نوشته ایمخواندیم این کتاب و دگر هم نوشته ایم
۲
با ما مگو سخن ز وجود و عدم که ماعمریست کز وجود و عدم درگذشته ایم
۳
ما رهروان کوی خرابات وحدتیمرندانه گرد هر در میخانه گشته ایم
۴
آدم بهشت هشت بهشت از برای دوستما از برای دوست دو عالم بهشته ایم
صفحهٔ ۱ از ۲