شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۰۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در من
۲
گفتم قنقی امشب تو مراای فتنه من شور و شر من
۳
گفتا بروم کاری است مهمدر شهر مرا جان و سر من
۴
گفتم به خدا گر تو برویامشب نزید این پیکر من
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلتن مستفعلتن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth