خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنانکه عشق بگوید به ما چنان گوئیماز آنکه در خم چوگان عشق چون گوئیم
۲
چو آب جوی به هر سو اگرچه می گردیماز آب جو به جز از آب جو نمی جوئیم
۳
به خواب دیدهٔ ما گر خیال غیری دیدبه آب چشم خیالش ز دیده می شوئیم
۴
به هر طرف که رود می رویم در قدمشبه هر طریق که باشیم همره اوئیم
صفحهٔ ۱ از ۲