خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در نظر نقش خیال تو نگارم دایمغیر از این کار دگر کار ندارم دایم
۲
از ازل تا به ابد عشق تو در جان من استروز و شب سرخوشم و عاشق زارم دایم
۳
جان فدا کردم و سر در قدمت می بازمبه سر تو که ز دستت نگذارم دایم
۴
همدم جامم و با ساقی سرمست حریفکس نداند که من اینجا به چه کارم دایم
صفحهٔ ۱ از ۲