خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی سرمست رندان می دهد جامی به منوز لب او می رسد هر لحظه پیغامی به من
۲
گاه زلفش می فشاند گاه بر رو می نهدمی نماید روز و شب صبحی و خوش شامی به من
۳
منشی دیوان اعلی از قضا و از قدرمی نویسد خوش نشانی می نهد نامی به من
۴
من دعا گویم دعای دولتش گویم مدامدر عوض او می دهد هر لحظه دشنامی به من
صفحهٔ ۱ از ۲