شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۲۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر نه نور او بودی نبودی چشم ما روشنو گر نه او نمودی رو که بنمودی خدا روشن
۲
به ما آئینه ای بخشید و روی او در آن پیدابه ما نوری عطا فرمود از آن شد چشم ما روشن
۳
سخن از دی و از فردا مگو امروز خود فرداخوشی بر چشم ما بنشین ببینش حالیا روشن
۴
شب تاریک هجرانش به روز آور که وصل اوشب ، روشن کند چون روز سازد چشم ما روشن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth