خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به روی تو دیده ها روشنای به نور تو جان ما روشن
۲
به کمالت زبانها گویابه جمال تو چشمها روشن
۳
نور چشم منی از آن شب و روزمن به تو دیده ام تو را روشن
۴
مردم دیده تا به خود بیناستدر همه دیده ام خدا روشن
صفحهٔ ۱ از ۲