خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۲۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان عالم آدم است و دیگران همچون بدنجان عالم خاتمت گر نیک دریابی سخن
۲
هرچه باشد آدمی را بنده اند از جان و دلخواه جسم و خواه جان خواهی ملک ، خواه اهرمن
۳
نور چشم عالمی از دیدهٔ مردم نهانیوسف مصری ولی پیدا شده در پیرهن
۴
روح اعظم گفتمش می گفت مستانه مراجان من بادت فدا ای جان و ای جانان من
صفحهٔ ۱ از ۲