شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتنیعقوب را دلشاد کن ای یوسف گل پیرهن
۲
ای صورت لطف خدا وی پادشاه دو سرالطفی کن از روی کرم پرده ز رویت برفکن
۳
آئینهٔ گیتی نما ، تمثال از تو یافتهتو جان جمله عالمی مجموع عالم چون بدن
۴
بر پردهٔ دیده از آن نقش خیالت می کشمتا غیر نور روی تو چیزی نبیند چشم من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth