خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی چشمی که می بینیم دایم این لقای تومنور کرد چشم ما همیشه آن ضیای تو
۲
بیا ای جان و خوشدل باش اگر کشته شوی در عشقکه صد جانت دهد جانان ز بهر خونبهای تو
۳
هوای تست در جانم که می دارد مرا زندهکه غیرتو نمی زیبد کسی دیگر به جای تو
۴
دلم خلوتسرای تست خوش بنشین به جای خودندارم در همه عالم هوائی جز هوای تو
صفحهٔ ۱ از ۳