خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجوچه می خواهی ازین و آن خدا را از خدا می جو
۲
عجب حالیست حال ما که گه موجیم وگه دریابه هرصورت که بنماید از آن معنی ما می جو
۳
خراباتست و رندان مست و ساقی جام می بر دستحریفی گر همی جوئی بیا آنجا مرا می جو
۴
به عشقش گر شوی کشته حیات جاودان یابیچو جانت زنده دل گردد ز جانت خونبها می جو
صفحهٔ ۱ از ۲