شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۳۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون مردمک دیدهٔ ما گوشه نشین شودر زاویهٔ چشم در آ و همه بین شو
۲
گوئی که منم عاشق و معشوق من آنستعشقی به حقیقت تو همانی و همین شو
۳
در کوی خرابات گرفتیم مقامیرندانه بیا ساکن این خلد برین شو
۴
سریست امانت بر ما جان گرامیگر زانکه امانت طلبی روح امین شو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth