خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قول ما حق است از حق می شنونه مقید بلکه مطلق می شنو
۲
از زبان هر چه آن دارد وجودگوش کن سرّ انا الحق می شنو
۳
عاشق و معشوق مشتق شد ز عشق راز این مصدر ز مشتق می شنو
۴
یک زمان با ما درین دریا درآحال بحر ما ز زورق می شنو
صفحهٔ ۱ از ۲