خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عالم منور است به نور جمال اوداریم ما کمال ولی از کمال او
۲
نقش خیال اوست که بر دیده رو نموددر خواب دیده ایم از آن رو خیال او
۳
آب حیات ماست که نوشند تشنگانسرچشمهٔ خوشی بود آب زلال او
۴
رندیم و لاابالی و نوشیم می مدامنه بادهٔ حرام شراب حلال او
صفحهٔ ۱ از ۲