خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این و آن در آرزوی او و اوبا همه یک رو نشسته روبرو
۲
غیر نور او ندیده چشم ماگرچه گشته گر به عالم کو به کو
۳
غرقهٔ دریای بی پایان شدیمعین ما از ما در این دریا بجو
۴
عقل مخمور است و ما مست وخرابگفتهٔ مخمور با مستان مگو
صفحهٔ ۱ از ۲