شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۳۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این چشم تو دایم مدام آب روان دارد به جوبنشین دمی بر چشم ما آن آبروی ما بجو
۲
سرچشمهٔ آبی خوشست در عین ما می‌کن نظرکآب زلالی می‌رود از دیدهٔ ما سو به سو
۳
رو را به آب چشم خود می‌شو که تا یابی صفاگر روی خود شویی چو ما باشی چو ما پر آبرو
۴
موج و حباب و قطره را می‌بین و در دریا نگربا هر یکی یک دم بَرآ وز هر یکی ما را بجو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth