خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق او شمع خوشی افروختهجان من پروانهٔ پر سوخته
۲
عشقبازی کار آتش بازی استاو چنین کاری مرا آموخته
۳
چشم بندی بین که نور چشم منرو گشوده دیدهام را دوخته
۴
سود من بنگر که سودا کردهاممی خریده زاهدی بفروخته
صفحهٔ ۱ از ۲