خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش نقش خیالی است که بستیم به دیدهدر دیدهٔ سرمست نظر کن که پدیده
۲
مستانه دو بیتی ز سر ذوق بگفتمخود خوشتر از این قول که گفته که شنیده
۳
تا ظن نبری گفتهٔ من شعر فلان استالهام الهی است که از غیب رسیده
۴
میخانهٔ ما وقف و سبیل است به رندانجام می ما بر همه میخانه گزیده
صفحهٔ ۱ از ۲