خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پادشاهی با گدائی ساختهسایه ای بر فرق ما انداخته
۲
بر سریر دل نشسته شاه عشقملک دل از غیر خود پرداخته
۳
مجلس مستانه ای آراستهساز جان ما خوشی انداخته
۴
برده گوی دلبری از دلبرانمرکب عشقش به میدان تاخته
صفحهٔ ۱ از ۲