خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نور رویش دیدهٔ مردم منور ساختهصورت خود را به لطف خود مصور ساخته
۲
بسته است از مه نقابی آفتاب روی اوتا نداند هر کسی خود را چنین برساخته
۳
درخرابات مغان بزم خوشی آراستهرند و ساقی جام و می با یکدگر در ساخته
۴
عشق او بحر است و ما را ز آن به دریا می کشدعشق ما را آبروئی داده خوشتر ساخته
صفحهٔ ۱ از ۲