شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بانگ برآمد ز دل و جان منکه ز معشوقه پنهان من
۲
سجده‌گه اصل من و فرع منتاج سر من شه و سلطان من
۳
خسته و بسته‌ست دل و دست مندست غم یوسف کنعان من
۴
دست نمودم که بگو زخم کیستگفت ز دست من و دستان من
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth