خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانی که از تو نازد زیبا بود همیشهچشمی که در تو بیند بینا بود همیشه
۲
بلبل به دولت گل ناطق بود دو روزیطوطی نطق عاشق گویا بود همیشه
۳
گر در سماع عارف غوغا بود عجب نیستجائی که باده نوشند غوغا بود همیشه
۴
موج از زبان دریا می گفت این حکایتقطره به ما چو پیوست از ما بود همیشه
صفحهٔ ۱ از ۲