شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۴۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خدا تا ز خود شدم آگاهبی خدا نیستم دمی والله
۲
گرد کنج خراب می گشتیمتا به گنجی فرو شدم ناگاه
۳
یوسف جان نازنین تنمسوی مصر دل آمد از تک چاه
۴
مهر عشقش چو رو نمود به منگرچه بودم هلال گشتم ماه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth