خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می حلالت باد اگر در بزم رندان خورده اینوش جانت باد اگر با باده نوشان خورده ای
۲
قوت جان و قوت دل دُردی درد است ای عزیزقوت و قوت خوشی داری اگر آن خورده ای
۳
در خرابات فنا جام بقا را نوش کنتا توان گفتن که می با می پرستان خورده ای
۴
ای دل سرمست من جانم فدا بادت که بازمی ز جام جان و نقل از بزم جانان خورده ای
صفحهٔ ۱ از ۲