خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا بر چشم ما بنشین که خوش آب روان بینیدمی از خود بیاسائی سر آبی چنان بینی
۲
در آ در گوشهٔ دیده کناری گیر از مردمکه بر دست و کنار آنجا کنارش در میان بینی
۳
خیال عارضش جوئی در آب چشم ما می جوکه نور دیدهٔ مردم درین آب روان بینی
۴
به بحر ما خوشی چون ما در آ با ما دمی بنشینکه ما را عین ما هم چون محیطی بی کران بینی
صفحهٔ ۱ از ۲