خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که می گوئی که هستم از منیاز منی بگذر که این دم با منی
۲
پیش کاید آدمی اندر وجودمعنیش جان بود و در صورت منی
۳
از منی بگذر چو مردان خداکز منی پیدا شود مرد و زنی
۴
سروری یابی چو سرداران عشقگر به پای عاشقان سرافکنی
صفحهٔ ۱ از ۲