شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۵۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جز خیال تو درین دیده نگنجد دگریچشم دارم که ز الطاف تو یابم نظری
۲
تا که زُنار سر زلف تو بستم به میانبسته ام از سر اخلاص به خدمت کمری
۳
حلقه ای بر در میخانه زدم بگشودندبه ازین هیچ کسی را نگشودند دری
۴
غیر در خلوت من راه ندارد واللهساکنم در حرم کعبه نیم رهگذری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth