شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۵۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز سودای جهان بگذر اگر سودای ما داریهوای خویشتن بگذر اگر ما را هوا داری
۲
مرو دور ای عزیز من بیا نزدیک ما بنشینچرا بیگانه می گردی نشان آشنا داری
۳
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دستاز این مجلس گریزانی بگو عزم کجا داری
۴
برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموریندارم راحتی از تو مرا زحمت چرا داری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth