خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۵۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در میان جانها از ما کنار تا کیمستان شراب نوشند ما در خمار تا کی
۲
ما گشتگان عشقیم بر خاک ره فتادهما را چنین گذاری در رهگذار تا کی
۳
تو چشمهٔ حیاتی سیراب از تو عالمما تشنه در بیابان در انتظار تا کی
۴
ساقی بیار جامی بر خاک ما فرو ریزدر مجلسی چنین خوش گرد و غبار تا کی
صفحهٔ ۱ از ۲