شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۵۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد آن ساقی سرمست و به دستش جامیگوئیا می طلبد همچو من بدنامی
۲
در همه کوی خرابات جهان نتوان یافتدردمندی چو من عاشق درد آشامی
۳
همدم جام شرابیم و حریف ساقییکدمی همدم ما شو که بیابی کامی
۴
در نظر نقش خیال رخ و زلفش داریمزان نظر صبح خوشی دارم و نیکو شامی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth