خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سنایی عاشقان را درد باید درد کوبار جور نیکوان را مرد باید مرد کو
۲
بار جور نیکوان از دی و فردا برتر استوانما جان کسی از دی و فردا فرد کو
۳
ور خیال آید تو را کز دی و فردا برتریبرتری را کار و بار و ملک و بردابرد کو
۴
در میان هفت دریا دامن تو خشک کودر میان هفت دوزخ عنصر تو سرد کو
صفحهٔ ۱ از ۲