خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دیده من جمال خود اندر جمال توآیینه گشتهام همه بهر خیال تو
۲
و این طرفهتر که چشم نخسپد ز شوق توگرمابه رفته هر سحری از وصال تو
۳
خاتون خاطرم که بزاید به هر دمیآبستن است لیک ز نور جلال تو
۴
آبستن است نه مهه کی باشدش قراراو را خبر کجاست ز رنج و ملال تو
صفحهٔ ۱ از ۳