خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیار شیشهٔ می، بر گل و کلاه فشانفروغ می به گریبان مهر و ماه فشان
۲
ز باغ همت ما زهرخنده می رویدبه دست ماه بچین و به روی جاه فشان
۳
مجاوران حرم را در آستانهٔ عشقغبار ناصیه آشوب بر جباه فشان
۴
وکر به مشهد عشق آستین فشان آییسر قصب بفشان و به خاک راه فشان
صفحهٔ ۱ از ۲