شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۵۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشیبرهنه سر بنشستیم در هوای خوشی
۲
بهار رفت و به هنگامهٔ نواسنجانولی از هوش نرفتیم از نوای خوشی
۳
بهار رفت و به مستان گریه دوست دمینداشتیم سرودی به های های خوشی
۴
بهار رفت و نبردیم هم عنان چمندلی گرفته ز عمری به دلگشای خوشی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth