خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بدانی که دوستدار کشینکشی چون من، ار هزار کشی
۲
تا کی از عشوه نیم مستان رابشکنی جام و در خمار کشی
۳
آتشم زن که زنده گردم بازگر چو شمعم هزار بار کشی
۴
تا به کی این عروس عصمت راعقد بندی و در کنار کشی
صفحهٔ ۱ از ۳