خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به شمعی کو صبا کرده به خلوت، خانهای داریکه از تنهاییات غم نیست گر پروانهای داری
۲
از این خلوتنشینی کم نگردد هستی حسنتکه آنجا هم ز خون مجرمان پیمانهای داری
۳
مرا این آتش از داغ جدایی بیشتر سوزد که میگویند جا در محفل بیگانهای داری
۴
ز آسیب نظر گر میگریزی در دلم بنشینکه آنگه خالی از نامحرمان کاشانهای داری
صفحهٔ ۱ از ۲