خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز از شراب فتنه خرابم نمی کنیدر آتش کرشمه کبابم نمی کنی
۲
صد شیشه گشت خالی و صد خُم به ته رسیدوز جرعه ای هنوز خرابم نمی کنی
۳
صد پرسشم ز هر سر مو می کنی، ولییک بار عنایتی به جوابم نمی کنی
۴
بهر فریب، سایه بیاندازیم به سردر زیر چرخ سدره به خوابم نمی کنی
صفحهٔ ۱ از ۲