شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۵۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهیکه مسوز بیش از اینم به گناه بی گناهی
۲
طلبد بهار بوست، ز نسیم صبحگاهیسر آفتاب جوید ز تو زیب کج کلاهی
۳
ز فروغ آفتابم نبود خبر که بی توچو دو زلف توست یکسان، شب و روزم از سیاهی
۴
تو به سهو گاه گاهی نگهت فتاده بر منمن ساده لوح با خود، گله سنج کم نگاهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth