شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز مستان را نگر در مست ما آویختهافکنده عقل و عافیت و اندر بلا آویخته
۲
گفتم که ای مستان جان می‌خورده از دستان جانای صد هزاران جان و دل اندر شما آویخته
۳
گفتند شکر الله را کو جلوه کرد این ماه راافتاده بودیم از بقا در قعر لا آویخته
۴
بگریختیم از جور او یک مدتی وز دور اوچون دشمنان بودیم ما اندر جفا آویخته
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth