خلوتی با اسدی توسی
بخش ۱۱۷ - رفتن نریمان به توران و دیدن شگفتیها
گرشاسپنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو شد هفتهای شهری آمدش پیش کهی نزدش از مه بلندیش بیش
۲
همه که دل خاره سنگین ز آببسان گیا رسته زو زر ناب
۳
از آن شهریان هر که زآن زر برد جز اندک نبردند از آن زر خرد
۴
چو بسیار بردندی اندر زمانبمردندی و جمله دودمان
صفحهٔ ۱ از ۲۰