خلوتی با اسدی توسی
بخش ۱۱۸ - نامه گرشاسب به فغفور چین
گرشاسپنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
و زآن سو همان روز کاو رفته بود سپهبد نبیسنده را گفت زود
۲
یکی نامه آکنده از خشم و کینبیارای نزدیک فغفور چین
۳
بگو باژ و ساو آنچه باید بساز چو خاقان یغر زود پیش آی باز
۴
وگرنه به پای اندر آرم سرتنهم بر سر از موج خون افسرت
صفحهٔ ۱ از ۳۱