شعر را زندگی کن
خلوتی با اسدی توسی

بخش ۱۴۰ - سپری شدن روزگار گرشاسب

گرشاسپ‌نامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن پس جهان پهلوان گاه چندهمی زیست خرم دل و بی گزند
۲
چو بر هفتصدش شد سی و سه سالز تن مرغ عمرش بیفکند بال
۳
جهان کند بیخ درنگش ز جایسر زندگانیش را زد به پای
۴
به نخچیر بد روزی آمد ز دشتهم از پی بیفتاد و بیمار گشت
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth