خلوتی با اسدی توسی
بخش ۱۴۲ - وفات گرشاسب و مویه بر او
گرشاسپنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن پس چو روز دهم بود خواستخورش آرزو کرد و بنشست راست
۲
بخورد اندکی وز خورش بازماندسبک سام را با نریمان بخواند
۳
چنین گفت کز بهر زخمم زمانگشاید کنون مرگ تیر از کمان
۴
بوید از پی جان غمگین منیک امروز هردو به بالین من
صفحهٔ ۱ از ۱۶