خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من بیخود و تو، بیخود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟من چَند تو را گفتم: «کم خور، دو سه پیمانه!»؟
۲
در شهر یکی کس را، هشیار نمیبینمهر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه
۳
جانا! به خرابات آ تا لَذَّتِ جان بینیجان را چِه خوشی باشد، بیصحبتِ جانانه؟
۴
هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستیوان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه
صفحهٔ ۱ از ۴