شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۳۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستی ده و هستی ده ای غمزه خمارهتو دلبر و استادی ما عاشق و این کاره
۲
ما بر سر هر پشته گم کرده سر رشتهبیچاره تو گشته تو چاره بیچاره
۳
صد چشمه بجوشانی در سینه چون مرمرای آب روان کرده از مرمر و از خاره
۴
ای سنگ سیه را تو کرده مدد دیدهوی از پس نومیدی بشکفته گل از ساره
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth