شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۳۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نهاز سر تو برون کن هی سودای گدایانه
۲
در بزم چنان شاهی در نور چنان ماهیخط در دو جهان درکش چه جای یکی خانه
۳
در دولت سلطانی گر یاوه شود جانییک جان چه محل دارد در خدمت جانانه
۴
گر جان بداندیشت گوید بد شه پیشتده بر دهن او زن تا کم کند افسانه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth