خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزی تو مرا بینی میخانه درافتادهدستار گرو کرده بیزار ز سجاده
۲
من مست و حریفم مست زلف خوش او در دستاحسنت زهی شاهد شاباش زهی باده
۳
لب نیز شده مستک گم کرده ره بوسهمن مستک و لب مستک و آن بوسه قواده
۴
این دلبر پرفتنه با جمله دستانهاخوش خفته و جمله شب این عشرت آماده
صفحهٔ ۱ از ۲