خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بر سر بازاری دستار چنان کردهرو با دگران کرده ما را نگران کرده
۲
ما را بگزیده لب کیم بر تو امشبو آن خلوت چون شکر یا لب شکران کرده
۳
با صدق ابوبکری چون جمله همه مکریکو زهره که بشمارم این کرده و آن کرده
۴
زهد از تو مباحی شد تسبیح صراحی شدجان را که فلاحی شد با رطل گران کرده
صفحهٔ ۱ از ۲