خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آنک تو را ما ز همه کون گزیدهبگذاشته ما را تو و در خود نگریده
۲
تو شرم نداری که تو را آینه ماییمتو آینه ناقص کژشکل خریده
۳
ای بیخبر از خویش که از عکس دل توبر عارض جانها گل و گلزار دمیده
۴
صد روح غلام تو و هر دم چو کنیزکآراسته خود را و به بازار دویده
صفحهٔ ۱ از ۳